درجستجوی خوشبختی

هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم ، ای سرنوشت هر چه میخواهی با دلم بازی کن ، من هیچگاه بازنده نمیشوم! خوش اومدین

امام صادق (ع) فرمود:

 سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران می کند

 و کسى که تسبیحى از خاک مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد،

 تسبیح گوى حق محسوب می شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

+ نوشته شده در دوشنبه 28 مهر 1393 ساعت 12:04 ب.ظ توسط hosein نظرات |

امام حسین علیه السلام :

از کاری که باید از آن پوزش خواست حذر کن که

مؤمن بدی نمی کند و عذر نمی خواهد

و منافق هر روز بدی می کند و معذرت می خواهد


+ نوشته شده در دوشنبه 28 مهر 1393 ساعت 11:58 ق.ظ توسط hosein نظرات |

نشانه شیعه بودن

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است

و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست  و اگر هم از اهل بهشت باشد

 از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

+ نوشته شده در دوشنبه 28 مهر 1393 ساعت 11:46 ق.ظ توسط hosein نظرات |

گریه بر اباعبدالله

چند روز پیش داشتم به حرفای یه بنده خدایی گوش میدادم رسید اینجا یه طوری شدم…

میگفت: یه دوستی داشتیم،اهل مشارطه و مراقبه و محاسبه..از اونا بوده

که خیلی رو کاراش حساس بوده ..

این آقا تو همون جوونی میمیره، شب اولی که تو قبر گذاشتیمش ماهم گفتیم

خب دوستمون بوده حق به گردنمون داره این یه شبه که سختترین شب هر آدمیه بیایم

واسیم بالا قبرش و براش دعا بخونیم . هر چی بلد بودیم رو کردیم ، قرآن ، کمیل ،

زیارت عاشورا ، توسل ، دعای جوشن کبیر تا صبح وصل به دعای ندبه و دعای عهد و

ساعت حدودای ۲ نصفه شب یکی از بچه ها یهو از جاش بلند شد ،

مثه بید می لرزید پرسیدم: محمد چیه؟‌گفت : کسی اینجا بود؟

گفتم نه ، دیدیم داره گریه میکنه گفت:همین الان یه لحظه تو خواب بیداری بودم،

یه سید بزرگوار اومد پیشم، تکونم داد گفت: اینجا چی کارمیکنی؟

گفتم:رفیقمون بوده از غروب آفتاب تا حالا پیششیم ،گفت چرا خوابیدی؟

‌گفتم آقا یه لحظه خسته شدم خوابیدم .

گفت:خواب معنا نداره بلند شید نکیر و منکر و آوردن بالا سرش میخوان

ازش سوال کنن بلند شید یه کاری کنید براش!! تا اینو گفت بچه ها منقلب شدن

شروع کردن به دعا خوندن و روضه خوندن.. منم تو این لحظه رفتم بالا سرش،

سرمو چسبوندم رو قبرش گفتم: السلام علیک یا اباعبدالله، آقاجون نوکرتیم

یه عمر برات سینه زده گریه کرده نکنه این لحظه های آخری دستشو رها کنی

نکنه تنهاش بذاری گذشت اون شب..شب هفتش بازم یکی از همون بچه ها خوابش

و دید گفت علیرضا چه خبر؟ شب اول قبر سخت بود؟ گفته بود خیلی سخت بود،

نکیر و منکر اومدن بالا سرم، هر چی میگفتن، زبونم بند اومده بود هر چی گفتن

من ربک ؟ هیچی یادم نمی اومد،من نبیک؟من امامک ؟ هیچی یادم نمی اومد.

یهو دیدم شما بالا قبرم نشستید دارید روضه میخونید ..گفتم من هیچی یادم نمیاد

اما فقط اینو میدونم آقام حسینه!!… یهو دیدم ،دارن میگن :

رهاش کنیم بوی حسین میده

چون در لحدم نکیر و منکر دیدند یک یک همه اعضای مرا بوئیدند

دیدند ز من بوی حســـــــــــین می آید از آمدن خویش خجل گردیدند

****************************************************                                                    

                      برگرفته از سایت http://mahdi.etudfrance.com


+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 02:07 ب.ظ توسط hosein نظرات |

بوی محرم

از همین حالا بوی محرم در حال اومدنه ، می خوام وبلاگم رو

به عشقه آقا اباعبدالله و بی بی زینب کبری سلام الله علیها

و آقا قمربنی هاشم ، محرمی کنم.

******************************************

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حســــــــــــــــــین


روی دل با کاروان کربلا دارد حســــــــــــــــــــین

 

 

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست


مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حســــــــــین




+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 10:40 ق.ظ توسط hosein نظرات |

دعا

بده در راه خدا، من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آل عبا محتاجم

از قنوت سحر مادرتان جا ماندم

پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم


+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 10:38 ق.ظ توسط hosein نظرات |

روزهای تکراری

تنهایی یعنی عصر جمعه،كه میخواهی از دلتنگی خفه شوی،،بلند میشوی،

لباس میپوشی و فكر میكنی كه كجا بروی...

آخر سر هم ببینی هیچ كجا این دلتنگی رهایت نخواهد كرد!

باز هم سر از كلبه تنهاییت درمی آوری و بازهم و بازهم ...

 روزت میشود عین روزهای قبل،جمعه اما كمی دلگیرتر،،غمگینتر...

"من"

+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 06:41 ق.ظ توسط hosein نظرات |

تابلوی نقاشی

آدم هـای سـاده را دوسـت دارم

هـمـان هـا كـه بـدی هـیـچكـس را بـاور نـدارنـد

همـان ها كـه بـرای همه لبخند دارنـد

همـان هـا كـه همیـشـه هستـنـد ; برای همـه هـستند

آدم هـای ساده را بایـد مـثل یـك تابـلـوی نـقاشـی ،‌ ساعتها تماشا كـرد

عمـرشـان كـوتـاه است . . .

آدم های ساده را دوست دارم

بـوی نـاب آدم مـیدهـنـد . . .


+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 06:37 ق.ظ توسط hosein نظرات |

اشک


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید


هیچکس لیاقت اشکهای تو رو ندارد ......

و کسی که چنین لیاقتی دارد ...

باعث اشک ریختن تو نمیشود ..


+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 06:34 ق.ظ توسط hosein نظرات |

التماس

بگذار از دســــــــــت برود..

« هرآنچه ڪــــــــــه آلــــــــــوده به التمــــــــــاس

اســـــــــت » حتی

  ایـــــن « زنــــــــــدگے »

+ نوشته شده در جمعه 25 مهر 1393 ساعت 05:07 ب.ظ توسط hosein نظرات |

بیا بُر بزن

بار آخر من ورق را با دلم بــُر می زنم!

بار دیگر حکم کن، اما نه بی دل!

با دلت، دل حکم کن!

"حکم دل"

هر که حکم دارد بیندازد وسط

تا دلهایمان را رو کنیم...

دل روی دل بیفتد، عشق حاکم می شود...

پس به حکم عشق بازی می کنیم،

این دل من...

رو کن حالا دلت را...!

دل نداری؟

بـُــر بزن اندیشه ات را...

"حکم لازم"

دل سپردن،

دل گرفتن،

هر دو "لازم

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر 1393 ساعت 06:51 ب.ظ توسط hosein نظرات |

نی لبک خواهم ساخت

« عنوانش از خودمه، و مهم هم عنوانشه »

نامه ای در جیبم،
و گلی
در مشتم
پنهان است...
غصه ای دارم،
با نی لبکی...
سر کوهی گر نیست
ته چاهی بدهید،
تا برای دل خود بنوازم...
عشق
جایش،
تنگ است...
.
حسین منزوی

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر 1393 ساعت 06:15 ب.ظ توسط hosein نظرات |

حسرت یک نگاه


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید


وقتی کسی کنارت هست،خوب نگاهش کن :

به تمام جزئیاتش

به لبخند بین حرفهایش

به سبک ادای کلماتش

به شیوه راه رفتنش،نشستنش

به چشم هایش خیره شو و دستانش را به حافظه ات بسپار...

گاهی آدم ها آنقدر سریع می روند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت می گذارند...


+ نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر 1393 ساعت 07:39 ق.ظ توسط hosein نظرات |

ناامیدی

از زندگی ناامید نیستم ...

چون آن خدایی ...

که بخاطر خندیدن گلها ،

آسمانی را می گریاند ...

حتما روزی برای خنده من هم ،

کاری خواهد کرد ... !


+ نوشته شده در سه شنبه 22 مهر 1393 ساعت 06:11 ب.ظ توسط hosein نظرات |

آرام بگیر

دیگه بانوشتن هم، چیزی حل نمیشه!!!

امان ازین تنهایی..

امان ازین دلتنگی...

ای دل ساده ی من دردت چیست؟؟

آرام بگیر"لعنتی"..

باورکن............

رفته است!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 22 مهر 1393 ساعت 03:30 ب.ظ توسط hosein نظرات |

دنیا

بــــــــی تــــــو ،

انگـــــــار تمــــــام دنیــــــــا خالیســـــــت . . .

مگــــــر تــــو چنــــد نفـــــری ؟؟!!

+ نوشته شده در دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 10:40 ب.ظ توسط hosein نظرات |

واژه هـــایم

 رنـــگ بــاران دارد…

وقتـــی از تـــو مــی نویســم،قلبــــم خیـــس دلتنـــگی اســــت…

وچشمــــانم طـــوفــــانی؛

چـــه زود بــا هــم بــودنمـــان خـــاطــره شد…

وکـــاش خـــاطـــره هــامـــان بــی رنــگ نشــونـــد…


+ نوشته شده در دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 10:35 ب.ظ توسط hosein نظرات |

ای

روزگار

میخندی؟

کمی حرمت نگه دار

مگر نمی بینی سیاهپوش آرزوهایم هستم ...


+ نوشته شده در دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 06:51 ب.ظ توسط hosein نظرات |

.

ﺍﮐﺴﻴﮋﻥ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻴﮑﺎﺭ

ﻭﻗﺘﻰ ﺩﻟﻴﻞ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﻴﺪﻧﻢ

ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺖ

+ نوشته شده در دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 01:56 ب.ظ توسط hosein نظرات |

دل تنگی

سعی میکنی دلت براش تنگ نشه
اگه شد هم سراغش نری..
اهنگاشو گوش ندی..
عکسشو نگاه نکنی..
خودتو سرگرم کنی که خاطراتش نسوزونتت..
اما باز..
شب که شد..
آره خب ، نه عکسشو دیدی. نه اهنگاشو نه شمارشو نه نگاهشو نه یادگاریاشو
اما شب که شد..
دلت که به تاپ تاپ افتاد
دلت که از جا کنده شد
اشکایی که جلوشون رو گرفته بودی
دلتنگی که بی تفاوتش بودی
فکرش
یادش
هجوم میارن به قلبت
انگار یه وزنه سنگین رو قلبته !
نفست بند میاد ! اما میخوای شجاع باشی.. به خودت قول دادى..
باید شجاع باشی..
باید قبول کنی که دیگه نیست..
بعد کم میاری ! آروم آروم گریه میکنی و تو دلت صداش مىزنی میگی الان کجایی ! ؟ به یادم باش! دلت برام تنگ بشه !
اما نیست. رفته و باز بغض سنگین و غم رفتنش که بعد از مدتها هنوز تازه اس ..

+ نوشته شده در دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 08:23 ق.ظ توسط hosein نظرات |

نمی دونین

منو خیلیا دوس دارن!!!

ولی خستن حال ندارن بگن.
+ نوشته شده در دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 12:47 ق.ظ توسط hosein نظرات |

خورشید

بــــگذار بـــگذرند "روز"هایی کـِــ "روز" مــــا نیســـــتـند..

روزگــــآر...

روزِ مــــآ هــَــم میـــــرســــَــد..!

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 09:05 ب.ظ توسط hosein نظرات |

مشکلات

وقتی با گفتگو مشکلمون حل نشد ؛

وقتی بحثمون به بن بست رسید ،

فقط....
.
.
.
.
.
.
بغلم کن ....

همین کافیه ... !!!

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 06:34 ب.ظ توسط hosein نظرات |

پریشونی

خیلیا هستن که این شب ها ،

روی تخت گریه می کنند

و

شب روی بالشت خیس می خوابن ....

هیچی،

خواستم بگم به سلامتیشون ...
.
.
.
آرزوی دور شدن اشک از چشمای قشنگشون ...

آرزوی یه دنیا لبخند روی لب های زیباشون ...

آرزوی یه بالشت خشک ، روی تختشون ......

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 06:24 ب.ظ توسط hosein نظرات |

نخون

امـــــــــــــشب هیچ چیز نــــــــمی خواهم ... !!!

نـــــــــــــــــــــه آغــــــــــــــــــــــــــــــــوشت را ...

نه نـوازش های عــــــــــــــــــــــاشقانه ات را ...

نه بــــــــــــــــــوسه های شـــــــــــیرینت ...

فـــــــــقط " بـــــــــــــــــیا " ...

میخواهم تـــــــــــا ســـــــــــــــــــــــــــــحر

به چـــــــــــشم های زیبایت خــــــــــــــــیره بمانم ...

هـــــــــــــــــــــــــــــــمین کافی است !!!

بــــــــــــــــــــــرای آرامــــــــــــــــــــش قـلب بی قرارم !!!

تــــــــــ ـــــــــــو " فـــــــــقط بـــــــــ ـــــــــــ ـــــــــیا " ..

+ نوشته شده در شنبه 19 مهر 1393 ساعت 06:35 ب.ظ توسط hosein نظرات |

بیچاره

دلــــم زیــــــادی روشــــــن بـــــــــود ، ســـــــــــــــوخـت...
+ نوشته شده در شنبه 19 مهر 1393 ساعت 04:34 ب.ظ توسط hosein نظرات |

سلام

داشتم خواب میدیدم که گنحشک شدم و

با دوست دختر گنجشکی ام در حال پروازم، اونم

تو یک فضای رویایی . نور خورشید که به چشمام خورد چشام رو باز

کردم دیدم صبح شده و چندتا گنجشک رو لبه پنجره درحال سرو صدا

هستن . همین طور که نگاه میکردم دستم رو آروم بردم پشت سرم  و

با گرفتن بالش ، پرت کردم سمتشون . تو یه لحظه همه جا با سکلوت پر شد

الان که دارم بهشون فکر میکنم خیلی ناراحتم از کاری که کردم . خواستم

الان که اینترنت همه جا هست از همین جا ازشون عذر خواهی کنم امیدوارم

مرو ببخشن و اون کارم رو بعنوان خشم اولیه صبح بحساب بیارن نه دشمنی

باهاشون.

+ نوشته شده در شنبه 19 مهر 1393 ساعت 07:36 ق.ظ توسط hosein نظرات |

کاش برمیگشتم

بزرگ شدن ...

آرزوی بچگیم بود !

که انصافا به تجربه اش نمی ارزید !

+ نوشته شده در جمعه 18 مهر 1393 ساعت 11:13 ب.ظ توسط hosein نظرات |